مطالب مفید tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com 2018-05-25T08:22:07+01:00 mihanblog.com داستان 2018-03-09T13:27:41+01:00 2018-03-09T13:27:41+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/153 حمیدرضا رستمی یک مجسمه ساز روی صخره ای مشغول به کار بود.کسی که آمده بود ببیند یک مجسمه چگونه ساخته می شود،اثری از مجسمه ندید، او فقط سنگی را دید که در اینجا و آنجابا تیشه کنده و بریده می شود. شخص پرسید : چه می کنی؟آیا مجسمه ای نمی سازی؟من ۀمده ام تا ببینم یک مجسمهچگونه ساخته می شود،ولی فقط می بینم که تو سنگ ها رامی تراشی. هنرمند گفت، آن مجسمه پییشایش در دروناین سنگ نهفته است. نیازی به ساختنش نیست.باید نوعی توده بی فایده یه سنگی را که دور آن را گرفتهاز آن جدا کنم و آنگاه مجسمه خودش را متحلی می سازد.مجسکه س یک مجسمه ساز روی صخره ای مشغول به کار بود.

کسی که آمده بود ببیند یک مجسمه چگونه ساخته می شود،

اثری از مجسمه ندید، او فقط سنگی را دید که در اینجا و آنجا

با تیشه کنده و بریده می شود. شخص پرسید : چه می کنی؟

آیا مجسمه ای نمی سازی؟من ۀمده ام تا ببینم یک مجسمه

چگونه ساخته می شود،ولی فقط می بینم که تو سنگ ها را

می تراشی. هنرمند گفت، آن مجسمه پییشایش در درون

این سنگ نهفته است. نیازی به ساختنش نیست.

باید نوعی توده بی فایده یه سنگی را که دور آن را گرفته

از آن جدا کنم و آنگاه مجسمه خودش را متحلی می سازد.

مجسکه ساخته نمی شود، فقط کشف می شود.آن را

دوباره اکتشاف می کنم و به نور می آورم. استعداد ها و قابلیتهای

منحصر به فرد هرکس در درونش نهفته است، فقط نیاز به آن است

که آزاد و رها شود. مشکل این نیست که چگونه آن را تولید کنیم،

بلکه فقط این است که چگونه پوشش ها و موانع آن را برداریم.
]]>
شکسپیر 2018-03-04T10:54:25+01:00 2018-03-04T10:54:25+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/152 حمیدرضا رستمی شکسپیر میگه :اگه روزی فرزندی داشته باشمبیشتر از هر اسباب بازی دیگه ای براش بادکنک می خرم.بازی با بادکنک خیلی چیزها روبهبچه ها یاد میده.بهش یادمیده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتواند بلا بره.بهش یاد میده که چیزای دوستداشتنی میتونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برنپس نباید زیاد بهشون وابسته بشهو مهم تر ازهمه بهش یاد میده  کهوقتی چیزی رو دوست داره،نباید اونقدر بهش نزدیک بشه فشار بیارهکه راه نفس کشیدنش رو ببندهچون ممکنه برای همیشه ازدستش بده.واینکه وقتی یه نفر رو خ شکسپیر میگه :

اگه روزی فرزندی داشته باشم
بیشتر از هر اسباب بازی دیگه ای
براش بادکنک می خرم.

بازی با بادکنک خیلی چیزها روبه
بچه ها یاد میده.

بهش یادمیده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتواند بلا بره.
بهش یاد میده که چیزای دوست
داشتنی میتونن توی یه لحظه، حتی
بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن

پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه
و مهم تر ازهمه بهش یاد میده  که
وقتی چیزی رو دوست داره،نباید
اونقدر بهش نزدیک بشه فشار بیاره
که راه نفس کشیدنش رو ببنده
چون ممکنه برای همیشه از
دستش بده.

واینکه وقتی یه نفر رو خیلی
واسه خودت بزرگ کنی در آخر
میترکه و به صورت خودت میخوره!!!
]]>
گرگ عاشق 2018-03-03T15:35:22+01:00 2018-03-03T15:35:22+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/151 حمیدرضا رستمی گرگ عاشق آهویی شد تمام دندانهایش را کشید که او را نخوردآهوی  او رفت حالا او مانده و بره هایی ک ب او میخندند این است رسم زندگانیآدمها شبیه حرفهایشان نیستندساده اوح نباشهیچکس دیگری را برای چیزی ک هست دوست نداردعلاقه ی آدمها ب هم از نیازهایشان شروع میشود.نیاز هایی ک شاید روزی آدم دیگریپاسخ بهتری برایشان داشته باشد....))..... گرگ عاشق آهویی شد تمام دندان

هایش را کشید که او را نخورد

آهوی  او رفت حالا او مانده و بره

هایی ک ب او میخندند

این است رسم زندگانی


آدمها شبیه حرفهایشان نیستند

ساده اوح نباش

هیچکس دیگری را برای چیزی ک هست دوست ندارد


علاقه ی آدمها ب هم از نیازهایشان

شروع میشود.



نیاز هایی ک شاید روزی آدم دیگری

پاسخ بهتری برایشان داشته باشد....)).....
]]>
قدر خودتان را بدانید 2018-03-03T09:07:17+01:00 2018-03-03T09:07:17+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/150 حمیدرضا رستمی خودتان را محکم بچسبید......قدر خودتان را بدانید.........ارزان نفروشید خودتان را به حرفیبه نقلی ، به هدیه ای، به اندک توجهی......بگذارید تلاش کند، بگذارید برای به دست آوردنتان هزار راهرا امتحان کند.....بگذارید قدر خودتان را بدانید......... خودتان را محکم بچسبید......

قدر خودتان را بدانید.........


ارزان نفروشید خودتان را به حرفی

به نقلی ، به هدیه ای، به اندک توجهی......


بگذارید تلاش کند، بگذارید برای به دست آوردنتان هزار راه

را امتحان کند.....


بگذارید قدر خودتان را بدانید.........
]]>
نصیحت 2018-03-02T14:45:05+01:00 2018-03-02T14:45:05+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/144 حمیدرضا رستمی از بی ادبی کسی به جایی نرسیددری است ادب: به هر گدایی نرسید!!سر رشته ملک پادشاهی ، ادب استتاجی است که جز پادشاهی نرسید. از بی ادبی کسی به جایی نرسید

دری است ادب: به هر گدایی نرسید!!

سر رشته ملک پادشاهی ، ادب است

تاجی است که جز پادشاهی نرسید.
]]>
حس ناب 2018-03-02T06:45:07+01:00 2018-03-02T06:45:07+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/143 حمیدرضا رستمی از بهلول پرسیدند:زندگی آدمی به چه ماند؟؟بهلول گفت:به نردبانی دوطرفه که از یک طرفه سن بالا میرود و از یک طرف دیگر، زندگی پایین می آید. از بهلول پرسیدند:

زندگی آدمی به چه ماند؟؟

بهلول گفت:

به نردبانی دوطرفه که از یک طرفه

سن بالا میرود و از یک طرف دیگر، زندگی پایین می آید.







]]>
جمله ای زیبا 2018-03-01T12:58:22+01:00 2018-03-01T12:58:22+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/142 حمیدرضا رستمی دکتر الهی قمشه ای چه زیبا می گویندوقتی دعا میکنی، دعای تو از این دنیا خارج میشود و به جایی میرود که هیچ زمانی نیست.دعایت به قبل از پیدایش عالم  می رود.دعایت به آنجا که دارند تقدیرت را مینویسند میرود.و تقدیر نویس مهربان عالم تقدیرت را با توجه به دعایت مینویسد. دکتر الهی قمشه ای چه زیبا می گویند

وقتی دعا میکنی،
 دعای تو از این دنیا خارج میشود و به
جایی میرود که هیچ زمانی نیست.
دعایت به قبل از پیدایش عالم  می رود.
دعایت به آنجا که دارند تقدیرت را
مینویسند میرود.

و تقدیر نویس مهربان عالم تقدیرت را با توجه به دعایت مینویسد.
]]>
متنی از دکتر شریعتی 2018-03-01T08:30:00+01:00 2018-03-01T08:30:00+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/141 حمیدرضا رستمی وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟؟خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبرنکردی؟؟پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد!!!اما مادرم، درحالی که موهای مرا خشک می کرد گفت: امان از باران بی موقع...........این است معنی مادر................ وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ،
برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟؟
خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر
نکردی؟؟


پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما
خوردی متوجه خواهی شد!!!
اما مادرم، درحالی که موهای مرا خشک
می کرد گفت: امان از باران بی موقع...........


این است معنی مادر................



]]>
مشتی 2018-02-28T17:13:46+01:00 2018-02-28T17:13:46+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/140 حمیدرضا رستمی قانون من میگه :  لات مشتی اونیه که واسه هزار نفر ساقی باشه ولی به سلامتی یه نفر بخوره و بس................مهم نیست چقدر بالا باشی اینمهمه که اون بالا عقاب صدات بزنن یالاشخور قانون من میگه :  لات مشتی اونیه
 که واسه هزار نفر ساقی باشه ولی به
سلامتی یه نفر بخوره و بس................


مهم نیست چقدر بالا باشی این
مهمه که اون بالا عقاب صدات بزنن یا
لاشخور





]]>
زندگی 2018-02-03T10:09:00+01:00 2018-02-03T10:09:00+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/138 حمیدرضا رستمی قایقى خواهم ساخت...با کدام عمر دراز؟ نوح اگر کشتی ساخت،عمر خود را گذراند. با تبر روز و شبش،بر درختان افتاد. سالیان طول کشید،عاقبت اما ساخت... پس بگو ای سهراب؛شعر نو خواهم ساخت! بیخیالِ قایق...یا که میگفتی: تا شقایق هست زندگی بایداین سخن یعنی چه؟با شقایق باشی، زندگی خواهی کرد.ورنه این شعرو سخن، یک خیال پوچ است...پس اگر میگفتی: قایقى خواهم ساخت...با کدام عمر دراز؟

نوح اگر کشتی ساخت،عمر خود را گذراند.

با تبر روز و شبش،بر درختان افتاد.

سالیان طول کشید،عاقبت اما ساخت...

پس بگو ای سهراب؛شعر نو خواهم ساخت!

بیخیالِ قایق...یا که میگفتی:

تا شقایق هست زندگی بایداین سخن یعنی چه؟با شقایق باشی،

زندگی خواهی کرد.ورنه این شعرو سخن،

یک خیال پوچ است...پس اگر میگفتی:

تا شقایق هست،حسرتی باید خورد،جمله زیبا میشد...

تو ببخشم سهراب،که اگر در شعرت،نکته ای آوردم،

انتقادی کردم،به خدا دلگیرم...

از تمام دنیا،از خیال و رویا!

به خدا دلگیرم،به خدا من سیرم.

در جوانی پیرم!زندگی رویا نیست

]]>
رفیق 2018-02-02T09:37:00+01:00 2018-02-02T09:37:00+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/137 حمیدرضا رستمی باکسی نباش که از بی کسی می خواهد باتو باشد... باکسی باش که بین همه می خواهد باتو باشد..! این رو آویزه ی گوشت کن رفیق: "اعتمــــــاد" "المثنــــــــی" "نــــــــدارد" باکسی نباش که

از بی کسی می خواهد باتو باشد...

باکسی باش که

بین همه می خواهد باتو باشد..!

این رو آویزه ی گوشت کن رفیق:

"اعتمــــــاد"

"المثنــــــــی"

"نــــــــدارد"

]]>
رفاقت 2018-02-01T07:06:00+01:00 2018-02-01T07:06:00+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/135 حمیدرضا رستمی در ﺑﺎﺯﯼ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﺎ ﺭﻓﯿﻘﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺩﻝ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﻓﯿﻘﺸﺎﻥ ﺧﻨﺠﺮ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﻬﻘﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻓﯿﮕﻮﺭ ﺯﺭﻧﮕﯽ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ”:“ ﺗﻠﻨﮕﺮﯼ ﺧﻮﺭﺩﻡ , ﮐﻪ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺭﺳﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻫﺮ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﭘﺎﯾﯽ در ﺑﺎﺯﯼ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﺎ ﺭﻓﯿﻘﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺩﻝ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﻓﯿﻘﺸﺎﻥ ﺧﻨﺠﺮ ﺯﺩﻧﺪ

ﻭ ﻗﻬﻘﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻓﯿﮕﻮﺭ ﺯﺭﻧﮕﯽ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ”:“

ﺗﻠﻨﮕﺮﯼ ﺧﻮﺭﺩﻡ , ﮐﻪ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺭﺳﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻫﺮ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﭘﺎﯾﯽ

]]>
شطرنج 2018-01-31T07:46:00+01:00 2018-01-31T07:46:00+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/130 حمیدرضا رستمی اﮔﻪ ﺗﻮ ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺷﺎﻩ ﻧﺸﺪﯼ ﺍﻭﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻣﺸﮑﻠﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺧﺮ ﻭﺯﯾﺮ ﺷﻪ! ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺷﺎﻩ ﻭ ﻣﺎﺕ ﮐﻨﻪ!!! موقع خسته شدن به دو چیز فکر کن آنهایی که منتظر شکست تو هستند تا به تو بخندند. آنهایی که منتظر پیروزی تو هستند تا با تو بخندند. اﮔﻪ ﺗﻮ ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺷﺎﻩ ﻧﺸﺪﯼ

ﺍﻭﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻣﺸﮑﻠﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ

ﺭﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺧﺮ ﻭﺯﯾﺮ ﺷﻪ!

ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺷﺎﻩ ﻭ ﻣﺎﺕ ﮐﻨﻪ!!!

موقع خسته شدن به دو چیز فکر کن

آنهایی که منتظر شکست تو

هستند تا به تو بخندند.

آنهایی که منتظر پیروزی تو

هستند تا با تو بخندند.

]]>
دلم 2018-01-30T16:24:00+01:00 2018-01-30T16:24:00+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/128 حمیدرضا رستمی در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت رفــتــم کـنــارش ، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!! پـرسـیـد: شعـرت را نمی خـوانی؟ دلم رفت مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت مــن از دیــار «مـنــزوی» ، او اهــل فـــردوس یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت ای کاش آن شب دست در مویش نمی بـرد در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت

بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت

از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد

در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت

رفــتــم کـنــارش ، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!!

پـرسـیـد: شعـرت را نمی خـوانی؟ دلم رفت

مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت

مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت

مــن از دیــار «مـنــزوی» ، او اهــل فـــردوس

یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت

ای کاش آن شب دست در مویش نمی بـرد

زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت

ای کـاش اصـلا مـــن نمی رفــتـم کــنــارش

امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت

دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد

دیـروز طـوفـان شد،چه طـوفـانی... ( )رفت

]]>
زندگی 2018-01-30T03:42:00+01:00 2018-01-30T03:42:00+01:00 tag:http://hmidraza1381.mihanblog.com/post/127 حمیدرضا رستمی زندگی شستن یک بشقاب است. زندگی یافتن سکه ده‌شاهی در جوی خیابان است زندگی «مجذور» آینه است زندگی گل به «توان» ابدیت؛ زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما؛ زندگی «هندسه» ساده و یکسان نفس‌هاست. زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ؛ پرشی دارد اندازه عشق.. زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی یافتن سکه ده‌شاهی در جوی خیابان است

زندگی «مجذور» آینه است

زندگی گل به «توان» ابدیت؛

زندگی «ضرب» زمین در ضربان دل ما؛

زندگی «هندسه» ساده و یکسان نفس‌هاست.

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ؛

پرشی دارد اندازه عشق..

]]>